مروری بر مقاله «روان‌درمانی طی چهار دهه‌ی گذشته»

نوشته‌ی دکتر میرنا وایسمن و دکتر پیم کوئیجپرس

 

در مقابل کارآزمایی‌های متنوعی که برای داروهای مختلف روان‌پزشکی انجام می‌شود، نقص در پژوهش‌های بالینی در زمینه‌ی روان‌درمانی کاملاً محسوس است. نویسندگان در این مقاله قصد داشته‌اند وضعیت حال حاضر این پژوهش‌ها را، که از ۴۰ سال پیش شروع شده، به اجمال به تصویر بکشند. تصویری که با نقل‌قولی از نیچر ۲۰۱۲ آغاز می‌شود:

 

ادامه مطلب...

روان‌درمانی مانند دارودرمانی یک روش درمان است، با این تفاوت که در روان‌درمانی ابزار درمان، کلام و ارتباط درمانی است. روشی که قرار است به افراد کمک کند تا با صحبت کردن در محیط امن درمانی و بر پایه ارتباط با درمانگر مسایل و مشکلات متنوع خود را مطرح کنند، به درک و شناخت دیگری از خود و زندگی‌شان دست یابند، راه‌های کنار آمدن با این مسایل را بیابند و به این ترتیب کیفیت زندگی و سلامت روان خود را بهبود بخشند.

 

روان‌درمانی هم مثل هر روش درمانی دیگری کاربردهای متنوع در افراد با نیازهای متنوع دارد. گاهی ممکن است در فردی علایم واضح بیماری روان‌پزشکی مانند افسردگی شدید، اضطراب و وسواس تشخیص داده شود. در این صورت لازم است که برای بهبود کیفیت درمان از دارودرمانی استفاده شود، اما روان‌درمانی نیز در کنار دارو می‌تواند کمک‌کننده باشد، که دراین موارد هدف آن کمک به بیمار برای شناخت بهتر بیماری و روش‌های درمانی، پذیرش بهتر مصرف داروها، تقویت اثر دارو و درنهایت بازگشت او به سطح معمول عملکرد خانوادگی، شغلی و اجتماعی خواهد بود.

 

گاهی موارد خفیف تا متوسط بیماری‌های فوق می‌تواند با روان‌درمانی به تنهایی نیز بهتر شود، به خصوص اگر منعی نیز برای دارودرمانی وجود داشته باشد. مثلا درخانم باردار با وسواس خفیف یا متوسط حتی‌الامکان برای آن که جنین کمتر درمعرض عوارض داروها باشد، روان‌درمانی درمان ارجح است.

 

در موارد دیگری از آسیب‌های روان‌شناختی، روان‌درمانی ممکن است روش اصلی درمان باشد؛ مانند اختلالات شخصیت که بنا به تعریف، الگوهای نافذ و پایدار در تفکر، احساس و رفتار هستند که در طی سالیان شکل گرفته و به عملکرد فرد آسیب می‌زنند. روان‌درمانی جزء اصلی درمان این اختلالات به شمار می‌رود.

 

با این حال کاربرد روان‌درمانی به موارد فوق محدود نمی‌شود. مثال‌های زیر شاید بتواند عمومیت و تنوع کاربردهای روان‌درمانی را بیشتر نشان دهد.

 

مدتی است چنان در زندگی و مشکلات روزمره غرق شده‌اید که احساس خستگی و ناتوانی می‌کنید و حس می‌کنید توان ادامه مسیر را ندارید.

مدتی است درارتباط با افراد مهم زندگی‌تان، والدین، همسر یا فرزندانتان، همکار یا آموزگارتان دچار تنش و نگرانی هستیدو مسایلی دارید که نمی‌توانید آنها را به تنهایی  یا با کمک خود آنها حل کنید.

در مقطع مهمی از زندگی قرارگرفته‌اید، بر سر دوراهی یک انتخاب هستید، اما درتصمیم‌گیری دچار تردید و دودلی شده‌اید. برای رسیدن به تصمیم و آرامش نیاز به کمک دارید.

عاداتی دارید که مزاحم زندگی شما هستند و به کار و روابط شما آسیب زده‌اند و برای رفع و کمرنگ کردنشان به کمک احتیاج دارید.

مدتی است ذهنتان شلوغ و درهم و برهم است و آن را پر از کلاف‌های سردرگم می‌بینید، به کسی نیاز دارید که این حس‌ها و فکرهای ناراحت‌کننده را با او مطرح کنید تا احساس راحتی و آرامش‌تان را بازیابید.

ازمدت‌ها قبل رازهایی را با خودتان حمل می‌کنید که آزارتان می‌دهد، مخفی کردن‌شان به شما حس گناه می‌دهد و نمی‌توانید حتی با نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین فرد زندگی‌تان راجع به آنها صحبت کنید، چقدر سخت است و انرژی‌تان را می‌گیرد وقتی قرار باشد که به تنهایی این بار را به دوش بکشید!

در ارتباط برقرار کردن و حس صمیمیت، در دوست‌یابی یا ارتباط با جنس مخالف مشکل دارید یا مدام مرتکب اشتباه می شوید. تا به حال توصیه هیچکدام از اطرافیان به دردتان نخورده است!

از صحبت درجمع می‌ترسید، تنهایی بیرون نمی‌روید و برای کوچک‌ترین کاری نیاز به همراهی دیگران دارید.